لحظه لحظه زندگی را دوست دارم با تو باشم
دل خوشیم این بود همیشه با تو باشم
عزم ويراني من داشت و آبادم كرد
دشت تا دشت دلم وادي خاموشان بود
تندر عشق با يك صاعقه فريادم كرد
نازم آن دلبر شيرين كه به يك طرفه نگاهم
آتشي در دلم افروخت كه فرهادم كرد
قفس عشق ز هر باغ دل انگيزترست
شكر صياد كه در اين قفس آزادم كرد
يار شيرين من از تلخ بگويد شهدست
وين عجب نيست كه گويم غم او شادم كرد


